سلام
خوبید؟واقعا دلم تنگ شده بود براتون.تونوشتن که تنبل بودم از وقتیم که لطف کردن و وبلاگ روفیلتر کردن دیگه دل و دماغی نمونده برام ولی باز۱ شعر خوشگل دارم که حیفم آّمد ننویسم![]()
مثنوی قزوینی:
کون سفید ومرمری سوراخ تنگ خزری قنبل نرم وتپلی تا کی به تنبون پروری آخر به گورش میبری این کیر راست حشری مثل خیار چنبری شیرین تر از هر شکری بخور تا لذت ببری![]()
نوشته شده توسط سوگند (بتول سابق) در پنجشنبه هفتم خرداد 1388 ساعت 2:27 موضوع | لینک ثابت
رشتيه ميگه به ۴ دليل عاشق زنم شدم . . .
۱- با چهار تا مرد ديدمش گفت دوستامن .. فهميدم صداقت داره
۲- دفعه بعد باچنتا مرد ديگه ديدمش , سرشو انداخت پايين . . فهميدم که نجابت داره . . .
۳- رفتم در خونش ديدم صف کشيدن . . گفت برو ته صف . . . فهميدم که عدالت داره . .
۴- رفتم در خونه مادرش ديدم يک صف هم اونجاست . . .فهميدم اصالت داره
![]()
![]()
![]()
نوشته شده توسط ali در یکشنبه شانزدهم فروردین 1388 ساعت 19:23 موضوع | لینک ثابت
به یکی میگن وقتی زنت خونه نیست چی کار میکنی؟استراحت.میگن :وقتی هست چی ؟ میگه استقامت
نوشته شده توسط ali در یکشنبه شانزدهم فروردین 1388 ساعت 19:12 موضوع | لینک ثابت
سلام .
دوستانی که تمایل دارند این وب پیشرفت کنه میتونن sms های خودشونو به شماره زیر ارسال کنند . البته با اسم و مشخصات خودشون تا در وبلاگ به اسم خودشون پست شه . البته یه راه دیگه پیشرفت این وب نظرات شماست پس شما هم به کمک ما بیاید .
۰۹۳۶۰۲۰۹۰۹۱ با تشکر ali
نوشته شده توسط ali در شنبه پانزدهم فروردین 1388 ساعت 23:51 موضوع | لینک ثابت
۱ . خانوم ها ، آقاین ، جوانان ! وقتی بوسه هست گاز چرا ؟ در مصرف گاز صرفه جویی کنید ( روابط عمومی شرکت گاز ایران )
۲ . با توجه به مسدود شدن راه های خروجی قزوین به علت برف و سرما و گیر کردن ۷۰۰۰ مسافر ، امروز در قزوین عید اعلام شد .
۳ . از ترکه مي پرسن باد صدادار چه شكليه؟
ميگه حلقه اي. ميگن چرا؟ ميگه
چون هر وقت هر کي باد مي ده، مي اندازه گردن من!
شرمنده که چند وقت آپ نکردم . جبران میکنم .
![]()
![]()
![]()
نوشته شده توسط ali در شنبه پانزدهم فروردین 1388 ساعت 23:39 موضوع | لینک ثابت
به دلیل بارش سنگین برف ،سرمای شدید و خارج نشدن مردها از خانه اداره ثبت احوال درباره افزایش شدید جمعیت هشدار داد !
![]()
![]()
![]()
نوشته شده توسط ali در سه شنبه یازدهم فروردین 1388 ساعت 15:7 موضوع | لینک ثابت
سلام .
سلام بچه ها اسمه من علی هستش که که با سرعت هر چه تمام تر امدم آپ کنم پس منتظر من باشید .
در ضمن باید از سوگند جون کمال تشکرو کنم . سوگند جون ممنون . ![]()
![]()
اینم واسه شروع :
۱ . مگسه نامزدش رو می گیره تو بغلش، میگه: عزیزم! من تو را با هیچ گهى عوض نمی کنم!
۲ . دختر: مامان عشق چيه؟
مادر: هيچي مادر - اينو مردا ساختن تا پول ماها رو ندن !
۳ . ترکه ماشینشو بنزین سوپر میزنه تا سه روز ترمز دستیه ماشینش نمیخوابه...!!!
نوشته شده توسط ali در سه شنبه یازدهم فروردین 1388 ساعت 0:5 موضوع | لینک ثابت
سلام
عیدتون مبارک ایشالله سال خیلی خوبی براتون باشه![]()
خوبی؟دلم تنگ شده براتون
۱روزقزوینیه با زنش سوار اتوبوس میشه خودش میشینه زنش بالا سرس وایمیسه
یکی میگه:آقا بلندشو خانمت بشینه
مرد میگه:راستشو بخوای دیشب شب جمعه بود نه من جون وایسادن دارم نه خانم کون نشستن![]()
بهترینارو برای شما بهترینا آرزو میکنم![]()
نوشته شده توسط سوگند (بتول سابق) در دوشنبه سوم فروردین 1388 ساعت 18:1 موضوع | لینک ثابت
محمد رضا پهلوی ,سال۵۰در پاسارگاد:کوروش آسوده بخواب که ما بیداریم.
.
.
.
.
.
.
محمود احمدی نژاد,سال۸۷ در مرقد امام:امام پاشو که ما ریدیم![]()
![]()
نوشته شده توسط سوگند (بتول سابق) در سه شنبه ششم اسفند 1387 ساعت 1:49 موضوع | لینک ثابت
وطن یعنی دویدن در پی نان/وطن یعنی کمک کردن به لبنان/وطن یعنی عرب را چاق کردن/معلم های خود راداغ کردن/وطن یعنی خرید تایدوشامپو/وطن یعنی رءیس جمهور هالو/وطن یعنی صف نون صف شیر/وطن یعنی همش درگیر درگیر/وطن یعنی همین بنزین همین نفت/همین نفتی که توسفره ها رفت/وطن یعنی اصلاحات چینی/وطن یعنی روی خوش نبینی/وطن یعنی همین آیینه دق/وطن یعنی خلایق هرچه لایق
هیچ وقت دوست ندارم وارد سیاست وحرفاش بشم ولی واقعا داریم سر خودمون و مملکتمون چی میاریم؟ای همه کمک برای غزه کجا رفت؟ما خودمون باید۱فکری کنیم نه بشینیم۱کنارو تاسف بخوریم وشعر بگیم.این فقط ما نیستیم که داریم از بین میریم باید بیش از اینا مراقب ایرانمون باشیم![]()
![]()
نوشته شده توسط سوگند (بتول سابق) در دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387 ساعت 1:23 موضوع | لینک ثابت
پس از آنکه آمن هوتب تصمیم گرفت نام خود را به آخ ناتون تغییر دهداحمدی نژاد اعلام کرد از این پس مرا ناز خاتون بنامید![]()
نوشته شده توسط سوگند (بتول سابق) در دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387 ساعت 1:7 موضوع | لینک ثابت
سلام
دلم تنگ شده بود براتون
شرمندم خیلی وقته حال نوشتن نداشتم از طرفی مشکلات شخصی و از طرفی فیلتر شدن وب حوصله برام نذاشته بود.
راستیHAPPY VALENTINEمیدونم دیر تبریک میگم ولی...شما به بزرگواریه خودتون قبول کنید![]()
نوشته شده توسط سوگند (بتول سابق) در دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387 ساعت 1:2 موضوع | لینک ثابت
قزوینیه وصیت میکنه سنگ قبرمو با صابون بشورید تا هرکی خواست از روش رد بشه با کون بخوره زمین روح من شاد بشه.
نوشته شده توسط سوگند (بتول سابق) در جمعه بیست و هفتم دی 1387 ساعت 16:29 موضوع | لینک ثابت
مرده خوشحال میاد خونه میگه خانم درجه گرفتم سرهنگ شدم![]()
زنش میگه هرچی میخوای باشی باش فقط شبا استوار باش![]()
نوشته شده توسط سوگند (بتول سابق) در یکشنبه دهم آذر 1387 ساعت 0:9 موضوع | لینک ثابت
مداد لازم برایه درست کردن مرد:....
نه دست نگه دار موادت رو خراب نکن مردا درست بشو نیستن![]()
![]()
نوشته شده توسط سوگند (بتول سابق) در شنبه بیست و پنجم آبان 1387 ساعت 21:50 موضوع | لینک ثابت
ترکه به شیطون میگه:چندتا دختر گول بزن من بکنمشون
شیطون میگه:من بندگی خدا رو نکردم بیام کسکشی تورو کنم؟!!![]()
![]()
نوشته شده توسط سوگند (بتول سابق) در شنبه بیست و پنجم آبان 1387 ساعت 21:46 موضوع | لینک ثابت
به ترکه میگن:بهترین آب گوشتی خوردی کجا بود؟![]()
میگه:آب استخر زنونه![]()
نوشته شده توسط سوگند (بتول سابق) در سه شنبه بیست و یکم آبان 1387 ساعت 23:25 موضوع | لینک ثابت
به علت تورم فزاینده نام امسال به فشار اسلامی وتحمل ملی تغییر کرد![]()
نوشته شده توسط سوگند (بتول سابق) در چهارشنبه پانزدهم آبان 1387 ساعت 22:26 موضوع | لینک ثابت
کاپشن احمدی نژاد درسفر به آمریکاتوسط آنجلینا جولی از پشت پاره شد![]()
![]()
نوشته شده توسط سوگند (بتول سابق) در جمعه دهم آبان 1387 ساعت 1:35 موضوع | لینک ثابت
سلام گل ایه من خوبید؟
چند وقت که دیگه عمید به دلایل شخصیه خودش آپ نمیکنه و منم ازش خبر ندارم.![]()
باز می خوام تنها باشم تا ۱نفر مناسب دیگه ای مثل عمید پیدا کنم که کمکم کنه که اینقدر دیر به دیر آپ نشه.
از دوست گلم عمید هم به خاطر این چند وقتی که کمکم کرد خیلی ممنونم,امیدوارم در همه مراحل زندگیش موفق باشه.
عمید جان ممنون خیلی کمکم کردی مرسی![]()
حالا بون تعارف متن هایه عمید بهتر بود یا من؟![]()
خوب شماهم میتونید راجب بهتر شدن وب من نظر بدین و کمکم کنید![]()
نوشته شده توسط سوگند (بتول سابق) در چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387 ساعت 2:17 موضوع | لینک ثابت
به ترکه میگن جوراب بپوش ترک پات خوب میشه.
میگه:مثلا این همه سال شرت پوشیدم ترک کونم خوب شد؟!؟
نوشته شده توسط سوگند (بتول سابق) در چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387 ساعت 2:5 موضوع | لینک ثابت
سلام دوستایه گلم نماز روزه هاتون قبول باشه![]()
عیدتون مبارک![]()
![]()
در تبریز و اردبیل به مناسبت عید سعید فطر به تمامیه سعیدها هدیه ویژه دادند![]()
نوشته شده توسط سوگند (بتول سابق) در چهارشنبه دهم مهر 1387 ساعت 2:14 موضوع | لینک ثابت
هحمدی نژاد خوابید,خواب امام رو دید گفت امام اجازه بدین دستتون رو ببوسم.امام گفت:لازم نکرده تو پاتو از سیاست بکش بیرون من پاتو میبوسم![]()
![]()
نوشته شده توسط سوگند (بتول سابق) در سه شنبه نهم مهر 1387 ساعت 16:16 موضوع | لینک ثابت
ترکه دوست دخترش رو میبره تو خرابه بهش میگه بیا کار بد کنیم.
دختره خوشحال میشه میگه:چیکار کنیم؟
ترکه میگه:بیا ان کنیم فرار کنیم.![]()
نوشته شده توسط سوگند (بتول سابق) در سه شنبه نهم مهر 1387 ساعت 15:33 موضوع | لینک ثابت
لره رفت پیش خیاط گفت:۱شلوار سی مو ایدوز که۳لنگ داشته باشه.
گفت:سی چه۳لنگ؟
گفت:۲تاش سی۲لنگم ۱ایش سی شلنگم
نوشته شده توسط سوگند (بتول سابق) در جمعه پانزدهم شهریور 1387 ساعت 2:28 موضوع | لینک ثابت
ترکه میره کاندوم با طعم لیمو شیرین میگیره میاد خونه میگه خانوم بدو لخت شو الان تلخ میشه![]()
نوشته شده توسط سوگند (بتول سابق) در جمعه بیست و پنجم مرداد 1387 ساعت 0:11 موضوع | لینک ثابت
از یه یارویی میپرسن: تفاوت ماه محرم با ماه عسل چیه؟
جواب میده: تو ماه محرم میریم تو دسته سینه میزنیم ولی تو ماه عسل میریم تو سینه تا دسته میزنیم!!!
![]()
نوشته شده توسط در سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387 ساعت 5:15 موضوع | لینک ثابت
زمان جنگ یه ترکه رفت جبهه. دوستاش شنیدن که پاش مجروح شده و رفتن عیادتش منتاها دیدن کونش باندپیچی شده. پرسیدن: تو مگه پات مجروح نشده بود؟
جواب داد: چرا ولی وقتی مجروح شدم منو جو گرفت به حاجی گفتم "حاجی منو بذار برو" حاجی هم نامردی نکردو منو تا دسته گذاشتو رفت.
ترکه حالش خوب میشه برمیگرده جبهه و این دفعه دستش مجروح میشه. دوستاش دوباره میان عیادتش دوباره میبینن که کونش باندپیچی شده. میپرسن تو مگه دستت مجروح نشده بود؟
ترکه میگه: این دفعه از ترس اتفاق قبلی به حاجی گفتم "حاجی منو تنها نذار" حاجی هم کل بچه های گردان رو جمع کرد و منو دسته جمعی تا دسته گذاشتن!!!
![]()
نوشته شده توسط در یکشنبه بیستم مرداد 1387 ساعت 5:45 موضوع | لینک ثابت
یه روز یه پسربچه دبستانی از مدرسه اومد و به مامانش گفت: مامان امروز امتحان رو ۱۸ شدم.
مامانش گفت: آفرین پسر زرنگم. دودولتو بخورم.
پسربچه فرداش اومد بازم گفت: مامان امروز امتحان رو ۱۸ شدم.
مامانش دوباره گفت: آفرین پسر زرنگم. دودولتو بخورم.
پسربچه فرداییش اومد بازم گفت: مامان امروز هم امتحان رو ۱۸ شدم.
مامانش دوباره گفت: آفرین پسر زرنگم. دودولتو بخورم.
پسربچه برگشت به مادرش گفت: مامان اگه ۲۰ بشم برام ساک میزنی؟!!!
![]()
نوشته شده توسط در یکشنبه بیستم مرداد 1387 ساعت 5:35 موضوع | لینک ثابت
سلام دوستان
خواستم از سوگند عزیز و سایر دوستانی که باهام همدردی کردن تشکر کنم
واقعا از همتون ممنونم
البته من برگشتم با یه کامیون جک که کم کم بهتون میگم ![]()
نوشته شده توسط در یکشنبه بیستم مرداد 1387 ساعت 5:28 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

میدونم دوست داری بخندی. چون جکام خیلی باحاله. حالا 1 لبخند. نمیخوام ازت عکس بگیرم که این طوری میکنی. میخوام 1 لحظه شادت کنم. خوب پس حالا لبخند این بار برایه 1 عکس یادگاری. ممنون تموم شد. شما وارد آلبوم ذهن من شدی. تبریک. بوس بوس و 1 عالمه آرزوی خوب برایه تو دوست خوب
فهرست اصلی
نویسندگان
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY